مشکلات مردم روستای کزاز

به وبلاگ روستای کزاز خوش آمدید لطفا نظر یادتون نره

امروز من وقتی که از درب خونه بیرون اومدم یهو چشمم به فلر پتروشیمی افتاد که دیدم چنان پر سروصداست و  دودسیاهی  از آون بیرون میزنه  و از طرف دیگه نیروگاه رو دیدم که چند شب پیش هم  وقتی سرم ازپنجره خونم  آوردم بیرون بویی که از سوخت مازود به وجود اومده بودچنان گلوم رو سوزوند


 

آلودگی هوا توسط پرژه های ملی  

 که تا چند ساعت سردرد و سرگیجه داشتم و اتفاقی چندتا عکس گرفتم تا مسئولین محترمی که وقتی اسم کزاز میاد تو ذهنشون بمونه که مردمانش چی میکشن من هرچی فکر کردم که چطوری این بدبختی های روستامونو به گوش همه برسونم فقط گرفتن عکس به ذهنم رسید وبا خودم گفتم فقط با این عکسها میتونم حرفم رو سابت کنم و میتونه مدرک حرفام باشه و اگر دستگاهی بود که بوی گند مازود نیروگاه رو  می شد جمع آوری کنم و به کسائی که سرشونو کردن تو برف وما رو نمیبینند برسونم  که ما چی می کشیم خوب میشد به غیر از این که همه ما سرطان میگیریم کلا" ملک کشاورزیامون هم از بی آبی خشک شدن.شما قضاوت کنید ما چکار کنیم  مخارج بیمارستانهای شخصی و دولتی که شما گردن ما گذاشتید از کجا باید بیرون بیاریم  به چی فکر کنیم به بیمارسانها یا به بیکاری ها ؟

جالب اینجاست که چند سال پیش بازرسی از طرف اداره محیط زیست رفته بود سراغ کورههای آجر پزی و به ادعای اینکه اونا محیط زیست آلوده میکنند چندتا پرونده براشون درست کرده بودند و به حساب گفته بود باید مبالغی به این ارگان بپردازید میخوام بگم آقای بازرس شما کورهستی یا چشاتون قشنگه که این همه آلودگی ول کردید چسبیدیت به یک مشت کارگر بی چاره که به خاطر یه لقمه نون حلال خودشون  به آب  و آتیش میزنند.

نوشته شده در شنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱٦ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ توسط اصغر بابایی نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت