محاصره روستای کزاز از سه طرف (پتروشیمی ،پالایشگاه ، نیروگاه )

 

آلودگی هوا توسط پرژه های ملی 

 که تا چند ساعت سردرد و سرگیجه داشتم و اتفاقی چندتا عکس گرفتم تا مسئولین محترمی که وقتی اسم کزاز میاد تو ذهنشون بمونه که مردمانش چی میکشن من هرچی فکر کردم که چطوری این بدبختی های روستامونو به گوش همه برسونم فقط گرفتن عکس به ذهنم رسید وبا خودم گفتم فقط با این عکسها میتونم حرفم رو سابت کنم و میتونه مدرک حرفام باشه و اگر دستگاهی بود که بوی گند مازود نیروگاه رو  می شد جمع آوری کنم و به کسائی که سرشونو کردن تو برف وما رو نمیبینند برسونم  که ما چی می کشیم خوب میشد به غیر از این که همه ما سرطان میگیریم کلا" ملک کشاورزیامون هم از بی آبی خشک شدن.شما قضاوت کنید ما چکار کنیم  مخارج بیمارستانهای شخصی و دولتی که شما گردن ما گذاشتید از کجا باید بیرون بیاریم  به چی فکر کنیم به بیمارسانها یا به بیکاری ها ؟

جالب اینجاست که چند سال پیش بازرسی از طرف اداره محیط زیست رفته بود سراغ کورههای آجر پزی و به ادعای اینکه اونا محیط زیست آلوده میکنند چندتا پرونده براشون درست کرده بودند و به حساب گفته بود باید مبالغی به این ارگان بپردازید میخوام بگم آقای بازرس شما کورهستی یا چشاتون قشنگه که این همه آلودگی ول کردید چسبیدیت به یک مشت کارگر بی چاره که به خاطر یه لقمه نون حلال خودشون  به آب  و آتیش میزنند.

/ 1 نظر / 102 بازدید
قربانی

با عرض سلام خدمت اقای بابایی دوست عزیز از اینکه افرادی هستند که اندازه درک ومعرفتشان فکر میکنند وایمیل های بی ربطی مینوسنند شما کار خدتو انجام بده بزار هر کسی هر چه میخواه بگه